ورود / عضویت
گل بهشت حسینم ز بس نخوردم آب (روضه) - بنی فاطمه گل بهشت حسینم ز بس نخوردم آب (روضه) - بنی فاطمه
0
گل بهشت حسینم ز بس نخوردم آب (روضه) - بنی فاطمه گل بهشت حسینم ز بس نخوردم آب (روضه) - بنی فاطمه
حجم فایل : 24 مگابایت
 
 
دانلود
متن اشعار
گل بهشت حسینم ز بس نخوردم آب
زان به دیدنم آمد كه چهره ام زرد است
به پیش ضربت دشمن سپر برایم شد
قسم به جان عمویم كه عمه ام مرد است
نسیم می وزد و صورتم چه می سوزد
خدا كند كه بمیرد سرم چه آورده است
بین این شهر نحس و مهمان کن
مثل عمه فقط خدا دارد
تو به لب زخم خیزران داری
من به لب روضه ی تو را دارم
دو سه روز است روی پلک ترم
جای سیلی بی هوا دارم
به رخم عکس دست
و بر روی پیروهن عکس رد پا دارم
تو نوک نیزه جا گرفتی
من روی خاک خرابه جان دادم
نه مچ دست سالمی دارم
نه النگویی از طلا دارم
به رخم زجر بی هوا میزد
به دل از او بهانه ها دارم
بعد از آن لحظه ای که سیلی زد
فقط از عمه ام صدا دارم
شبای خرابه چقدر ساکت و سرده
تموم وجودم پر از زخم و درده
ببین قصه ی دوری چه کرده
منو خوب نگاه کن ببین باورت میشه
اینا جای سیلی اینا جای آتیشه
بمون پیش من واسه همیشه
دعا کن بمیرم که موندن عذابه
دعا کن که با هم بریم از خرابه
روی ناقه بودم که خواب تو رو دیدم
کنارت نشستم رو پای تو خوابیدم
با سر نیزه از این خواب پریدم
چه زجری کشیدم من بی کس و تنها
به یاد تو بودم تو تاریکی صحرا
شنیدم سرت برگشت رو نی ها
کشیدن موهامو میدونم که دیدی
چشات بسته بود و خجالت کشیدی
موهام عشق تو بود تو خیمه ها سوخت
تو بازار کوفه تو خاکسترا سوخت