Update Required
To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your
Flash plugin.

متن اشعار
رقیه جان سلام بابا
همنشین سرم شدی
چی شده صورتت
چقدر شبیه مادرم شدی
آره می دونم دستاتو بستن
وقتی که سایم از سرت کم شد
شبیه مادر صورتت نیلی
شبیه مادر قامتت خم شد
موهای تو پریشون
موهای من پر از خون
گریه نکن بابا جون
تنها موندی بین یک عده نامحرم
از رو نیزه اشک چمهاتو می دیدم
اومدم راحتت کنم از این انجمن
دختر دیگه با خودم تو رو می برم
سلام بابای خوب من
خوش اومدی به ویرونه
می بخشی که نمی تونه
رقیه رو پاش بمونه
بدون دست مهربون تو
زجری کشیدم توی این صحرا
بابا نبودی سیلی می خوردم
عمه می گفت که بگو یا زهرا
بابا بشنو صدامو
بیا از این نامردا
بگیر گوشواره هامو
مثل لبات دل من خون بابایی
دخترت بی تو نمی مونه بابایی
عاشقی را به کل دنیا نشون میدم
می بوسم لبای تورو واست جون میدم
همنشین سرم شدی
چی شده صورتت
چقدر شبیه مادرم شدی
آره می دونم دستاتو بستن
وقتی که سایم از سرت کم شد
شبیه مادر صورتت نیلی
شبیه مادر قامتت خم شد
موهای تو پریشون
موهای من پر از خون
گریه نکن بابا جون
تنها موندی بین یک عده نامحرم
از رو نیزه اشک چمهاتو می دیدم
اومدم راحتت کنم از این انجمن
دختر دیگه با خودم تو رو می برم
سلام بابای خوب من
خوش اومدی به ویرونه
می بخشی که نمی تونه
رقیه رو پاش بمونه
بدون دست مهربون تو
زجری کشیدم توی این صحرا
بابا نبودی سیلی می خوردم
عمه می گفت که بگو یا زهرا
بابا بشنو صدامو
بیا از این نامردا
بگیر گوشواره هامو
مثل لبات دل من خون بابایی
دخترت بی تو نمی مونه بابایی
عاشقی را به کل دنیا نشون میدم
می بوسم لبای تورو واست جون میدم