ورود / عضویت
5
شب سوّم محرم 92 (روضه) - علیمی شب سوّم محرم 92 (روضه) - علیمی
+2
شب سوّم محرم 92 (روضه) - علیمی شب سوّم محرم 92 (روضه) - علیمی
3
متن اشعار
یا رب الرقیه بحق الرقیه اشف صدر الرقیه بظهورالحجة
عمه بیا گم شده پیدا شده
قسمت دختر سر بابا شده
یتیمی درد بی درمان یتیمی
یتیمی خواری دوران یتیمی
الهی طفل بی بابا نباشد
اگر باشد در این دنیا نباشد
حالا که من بابا ندارم
ستاره ها رو میشمارم
دیر اومدی میخوای بری
نمیـــــــــــــــــــــــذارم
حیف فقط سه سال بابام بودی
حیف همین امشب باهام بودی
حیف الان روی پاهام بودی
بابا تو اون بالا بالا
منــــم روی خارا
توروجــــون زهرا
بیـــــــــا بـــابـــا
امشب شب آخرمه
سرت بابا کنارمه
من بلبل و سرت گل بهارمه
حیف بهارمون خزون شده
حیف سر تو غرق خون شده
حیف عمه قدش کمون شده
کاش موهامو شونه میزدم
منم باهات میومدم
میخوام کنارت جون بدم
ببین دستام ورم کرده
ببین پاهام پر از خاره
میدونم خوردن سیلی
عجب درد بدی داره
نبودی پیش من دروازه شام
خدا رو شکر روی نیزه بودی
منو با دست بسته با دل خون
میبردن پیش چشمای یهودی
شنیدم تو تنور خونه بودی
واسه اینه موهات خاکستری شد
سکینه خواهرم اینو شنیده
ببین توی خرابه بستریی
سرتو هم اومد توی خرابه
نمیذاشت عمه اما من میدیدم
سرت دیدم چرا غرق بخونه
که دونه دونه زخمات رو بوسیدم

بابا
منو بغل کن بابا جون
بابایی تاریکه ،تاریکه
روشنم بود که چشام نمیدید که نگاهت کنم که
بابا
منو بغل کن بابا جون
میون ویرونه
یه دختر تنها
با گریه میخونه
کجایی ای بابا
دلم برات تنگه
نیا که تو این شهر
دستا پر از سنگه
بابایی خوابتو دیدم توی این ویرونه
زدی موهامو بابایی تو شونه
خواستم بابا پیشم بمونی
اما از خواب پریدم با یه تازیونه
  حجم فایل : 18.3 مگابایت
 
 
دانلود