ورود / عضویت
 زنده ماندن بدون بابا، نه کوفه رفتن، بدون سقا، نه - غزل روضه  زنده ماندن بدون بابا، نه کوفه رفتن، بدون سقا، نه - غزل روضه
0
 زنده ماندن بدون بابا، نه کوفه رفتن، بدون سقا، نه - غزل روضه  زنده ماندن بدون بابا، نه کوفه رفتن، بدون سقا، نه - غزل روضه
 
متن اشعار

 زنده ماندن بدون بابا، نه
کوفه رفتن، بدون سقا، نه
من قسم خورده ام جدا نشوم
لحظه ای از کنار بابا، نه
ما اسیریم و هر کجا ببرید
می رویم، غیر شام، آنجا نه
زنده ماندن، نه، آب خوردن، نه
جملاتم همه شده با (نه)
قد خم، صورت کبود، آری
شدم انگار مثل زهرا، نه؟
پدرم تشنه بود وقت وداع
عمه سیراب شد پدر یا نه؟
حالت صورتت بهم خورده
شده بوده سر تو دعوا، نه؟
جرم بابای من فقط این بود:
گفته بوده به اهل دنیا: (نه)
درد دوریِ تو مرا کشته
درد سیلی و این کتک ها نه
حاجتش را گرفت از بس گفت:
زنده ماندن بدون بابا، نه ...