کانون فرهنگی مذهبی بغض

بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده

حاج مهدی اکبری
15
بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده
+3
بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده
12
دانلود
متن اشعار
رقیه جان
رقیه جان
حاجیه خانوم کربلا
رقیه جان
رقیه جان
ای طفل معصوم کربلا
بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده
شاپرک دخترکت با شمر وزجر همسفر شده
شام بلا باید بابا
از کوچه بازار گذر کنیم
اهل حرم چادر زهم
غرض میکنیم تا به سر کنیم
بابا
بی تو کی شبم سحر میشه
بابا
هر دفعش غمم بیشتر میشه
بابا
آستینم مگر معجر میشه
وای وای وای
بابا غصه میخورم
بابا سوخته چادرم
دارم دگه میبرم
لبم شد ترک ترک
بازم قصه فدک
همش میخورم کتک
خون شد دلت
تا قاتلت
اومد از پشت
موهامو کشید
آخ بابایی
با دستایی
که تو رو کشت
موهامو کشید
از بس که زد
زیر لگد
زانوی راه رفتنم شکست
راهمو بست
با پشت دست
زد مهره گردنم شکست
بابا
سخت درد زخم واشده
بابا استخون جابه جا شده
بابا
بینش فاصله پیدا شده
بابا
رفتی قتلگاه
بابا
شدم بی پناه
بابا
بودم بی گناه
بابا
شدم غصه دار تو
بابا
دیدم حال زار تو
تموم کردن کارتو
بابا
چه کربلا
چه پر بلا
سینه شکسته چکمه سیاه
دستامو داشت
عمه نذاشت
بیام تو گودال قتلگاه
یادم میاد
آبت نداد
یکم سرت رو بالا گرفت
خونین دهن
سر از بدن
از پشت سر
از قفا گرفت
بابا
بعد کشتنت اسیر شدم
بابا
پر شکسته در زنجیر شدم
بابا
اندازه سنت پیر شدم
وای وای وای
منو دستای عدو
رد پنجه رو گلو
کجاست دستای عمو
منو زجر بی حیا
ببین دندونم بابا
شکست زیر ضرب پا
رقیه جان
رقیه جان
ای طفل معصوم کربلا
رقیه جان
رقیه جان
حاجیه خانوم کربلا
  حجم فایل : 9.3 مگابایت
 
 
دانلود