Update Required
To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your
Flash plugin.

متن اشعار
بابا جون اومدی فدا سرت
نیمه شب سر زدی به دخترت
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
بابا جونم سوخته موهام
گمونم خودت خبر داری
نمیبینی دیگه چشام
گمونم خودت خبر داری
منو بردن بازار شام
گمونم خودت خبر داری
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
آخه من چی بگم خودت ببین
پامیشم اما میخورم زمین
سرم مثل سر تو
امون از سنگ روی بام
نپرس از گم شدن من
هنوز میسوزه گونه هام
سر خونین بی بدن
بابا جون بگو کجا بودی
خونی لب هات مثل من
بابا جون بگو کجا بودی
شبها که من رو میزدن
بابا جون بگو کجا بودی
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
بابا جون اومدی فدا سرت
نیمه شب سر زدی به دخترت
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
بابا جونم سوخته موهام
گمونم خودت خبر داری
نمیبینی دیگه چشام
گمونم خودت خبر داری
منو بردن بازار شام
گمونم خودت خبر داری
شب من با سر تو غرق نور
خرابه بد تر یا که تنور
علی خورشید روی نی
بگو کردی چرا غروب
چرا قرآن نمیخونی
چه کرده با لب تو چوب
میشدم امشب پر پرت
اگر عمو جون نبود اینجا
نمیمونه چیزی از سرت
اگر عمه جون نبود اینجا
بابا جون میمرد دخترت
اگر عمه جون نبود اینجا
نیمه شب سر زدی به دخترت
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
بابا جونم سوخته موهام
گمونم خودت خبر داری
نمیبینی دیگه چشام
گمونم خودت خبر داری
منو بردن بازار شام
گمونم خودت خبر داری
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
آخه من چی بگم خودت ببین
پامیشم اما میخورم زمین
سرم مثل سر تو
امون از سنگ روی بام
نپرس از گم شدن من
هنوز میسوزه گونه هام
سر خونین بی بدن
بابا جون بگو کجا بودی
خونی لب هات مثل من
بابا جون بگو کجا بودی
شبها که من رو میزدن
بابا جون بگو کجا بودی
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
بابا جون اومدی فدا سرت
نیمه شب سر زدی به دخترت
چشام ابری شده بابا
هوا بارون شده ببین
پاهام تاول زده دیگه
لبام پر خون شده ببین
بابا جونم سوخته موهام
گمونم خودت خبر داری
نمیبینی دیگه چشام
گمونم خودت خبر داری
منو بردن بازار شام
گمونم خودت خبر داری
شب من با سر تو غرق نور
خرابه بد تر یا که تنور
علی خورشید روی نی
بگو کردی چرا غروب
چرا قرآن نمیخونی
چه کرده با لب تو چوب
میشدم امشب پر پرت
اگر عمو جون نبود اینجا
نمیمونه چیزی از سرت
اگر عمه جون نبود اینجا
بابا جون میمرد دخترت
اگر عمه جون نبود اینجا